خط خطی!

در این سرای بی کسی، کسی به در نمی زند...

دعا نمی کنم سال دیگه اربعین حرم باشم, بلکه دعا می کنم تا اربعین سال بعد زنده نباشم...

الا لعنت الله علی القوم الظالمین


نویسنده : خط خطی - ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ٢٠ آبان ۱۳٩٥
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


کاش اجابت همۀ خواسته ها به سرعت و سادگی وقتی بود که بیرون دست مردم شله زرد می بینی و هوس می کنی، خونه که میای می بینی همسایه دو تا کاسه شله زرد آورده...

ناراحت


نویسنده : خط خطی - ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز ٢٢ مهر ۱۳٩٥
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


پاییز که می شود
انگار از همیشه عاشق ترم
در تمام طول پاییز
نمناکی شب ها را
با تمام منفذهای پوستم لمس می کنم
وچشمانم همه جا
نقش دیدگان تورا جستجو می کند

پاییز که می شود
همراه برگها رنگ عوض می کنم
زردو نارنجی می شوم
و با باد تا افقی که چشمانت درآن درخشیدن گرفت
پیش می روم
و مقابلت به رقص درمی آیم
تا آن جا که باور کنی
تمام روزهایی که از پاییز گذشته
تا به امروز
همواره عاشقت بوده ام

پاییز که می شود
بی قراری هایم را در باغچه کوچکی می کارم
و آرام آرام
قطره های باران را
که روزهاست در دامنم جمع کردم
به باغچه می نوشانم
میدانم تا آخر پاییز
تمام بی قراری هایم شکوفه خواهد داد
و با اولین برف زمستان
به بار خواهد نشست

پاییز که می شود
بی آنکه بدانم چرا
بیشتر از همیشه دوستت دارم
و بی آنکه بدانی چرا
دلم بهانه ات را می گیرد
وپاییز امسال....
عشق جنس دیگری دارد و
معشوق خواستنی تر است...
کاش می دانستی!


نویسنده : خط خطی - ساعت ٥:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱٠ مهر ۱۳٩٥
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  



نویسنده : خط خطی - ساعت ٦:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱٤ امرداد ۱۳٩٥
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ عکس و تگ شعر



نویسنده : خط خطی - ساعت ۳:٠٩ ‎ق.ظ روز ٥ خرداد ۱۳٩٥
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ سعدی


نه که این مدت هیچی ننوشته باشم ها! می نویسم، منتشر نمی کنم...

باشد تا اتفاق خجسته ای بیفتد قابل انتشار، اگر خدا بخواهد!


نویسنده : خط خطی - ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ٢٤ فروردین ۱۳٩٥
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


یک سال گذشت

یک سال تلخ و پر از استرس، پر از ناکامی

دلم می خواد گریه کنم اندازۀ دلتنگی ها و دلشوره های تمام اون روزهای بدی که گذشت و داره می گذره

حال دلم خوب نیست، نگاهم که به روزای گذشته می افته غم عالم میاد تو دلم، بغض گلومو به درد میاره

نه هدف هایی که تحقق شون دست خودم بود بهشون رسیدم، نه چیزایی که گره ش فقط و فقط به دست خدا می تونست باز بشه درست شدند... پس این همه دعا و خواهش و تمنا کجا میره؟

امیدهایی داشتم که به کل ناامید شد، آرزوهایی داشتم که از دنیام حذف شدند

طاقت این همه بد بیاری رو ندارم، طاقت این همه نادیده گرفته شدن از طرف خدا رو ندارم... فقط دلم می خواد بمیرم... دیگه دلم نمی خواد و تحمل ندارم ادامه بدم به همچین روزایی از زندگی، زندگی ای که هیچ تضمینی نیست خوب بشه و از این بدتر نشه...

اندازۀ تک تک روزهای 94 خسته ام... کاش انقدر این سال طول می کشید تا من برسم به اون چیزی که می خواستم، کاش لااقل این روزای آخر سال یه طوری می شد که خاطرۀ خوبی هم برام مونده باشه از 94...

 


نویسنده : خط خطی - ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز ٢٩ اسفند ۱۳٩٤
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


کاش می شد لااقل فقط صداتو بشنوم این روزا

دلم تنگ ه، خیییلی...


نویسنده : خط خطی - ساعت ٤:٤٩ ‎ق.ظ روز ٩ اسفند ۱۳٩٤
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


خدایا، چرا باید رسم روزگار اینطوری باشه؟! خودت می دونی چی دارم میگم، دیگه حتی حال نوشتنش رو هم ندارم...


نویسنده : خط خطی - ساعت ٦:۳۱ ‎ق.ظ روز ٢ اسفند ۱۳٩٤
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


دلتنگی حس بدی ه، یکی از بدترین حسای دنیاس. اصن هر چی که به دل مربوط میشه بد ه؛ دلشوره، دل مشغولی، این که دلت چیزی یا کسی رو بخواد...

داره صبرم تموم میشه...


نویسنده : خط خطی - ساعت ٥:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱٤ بهمن ۱۳٩٤
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


Powered By Persianblog.ir - Designed By Payam salami pargoo