خط خطی!

در این سرای بی کسی، کسی به در نمی زند...
  • اول اینو بگم : مادربزرگم بیمارستانه، حالش هم هیچ خوب نیست. براش دعا کنید.

دیشب داشتم تو صندوقچه م دنبال یه چیزی می گشتم -آخه من مثل مامان بزرگا یه صندوقچه دارم، توش از قدیما کلی چیز قایم کردم!- خلاصه... اونی که می خواستم رو پیداش نکردم، در عوض چشمم به چیزای جالبی افتاد!!! چند تا نامه و کارت پستال که دوستم برام فرستاده بودقلب چرک نویس نامه های خودم که واسه دوستم و دفتر مجلهء محبوبم پست کرده بودم!!!زبان چند تا عکس..... + یه سری خرت و پرت و .....

حالا اینا رو یادم بود که گذاشتم اون تو، ولی 2 تا کاغذ تا شده (5-6تا تا خوردن!) پیدا کردم که یادم نبود چی توش نوشتم! بازشون کردم، دیدم درد دل های دوران نوجوونیمه!!!نیشخند خیلی جالب بود واسه خودم. تو اون عالم خودم ورداشتم هر چی که تو زندگیم عذابم می داده، یا چیزایی که کمبودشونو تو زندگیم حس می کردم رو کاغذ نوشتم! جمعا" میشه 60 مورد!!!تعجب البته مورد اول یکیشو خط زدم، نمیدونم چی بوده! بعضی هاش هم کنارشون تیک خورده، یعنی به مرور زمان مشکل برطرف شده!نیشخند

یادم بود یه زمانی همچین کاری کردم، ولی فکر نمی کردم نگهشون داشته باشم.

بعضیاش الآن به نظرم خنده دار میاد! شاید چون مشکلات هم با خودم بزرگ شدن و دیگه اون موارد ریز و جزئی به چشمم نمیانافسوس

اون موقع ها یه دوست خوبی داشتم که البته گاهی با هم تفاهم نداشتیم! یکیش همین بود که وقتی ما کارای عجیب و غریب می کردیم می گفت بزرگ میشین به این کاراتون می خندین، معتقد بود که نباید یه کاری کنیم که بعدا" بگیم «چه بچه بازیهایی در می آوردیم» و احیانا" خنده مون بگیره از رفتار خودمون!

تا حدودی درست میگه ها، ولی من میگم این حرف تو کوتاه مدت درسته، وگرنه اگه من بخوام یه کاری که مقتضای سنمه انجام ندم که بعدا" خنده م نگیره، ممکنه عقده ای شم، بعد از اون سن که گذشت یا حسرت اون کار به دلم بمونه، یا انجامش بدم و باعث خندهء مردم شم!!! خب اینکه خیلی بدتره. حالا فعلا" دلم نمیخواد زیاد در این باره بگم. میگم چطوره چند مورد ازون 60 تا رو بنویسم فیض ببرید؟!!!چشمک


نخندین ها!!! نیشخند

2. اتاقمو دوس ندارم! (آخه اون موقعا با داداشم 1اتاق داشتیم، دوستانی که برادر دارن درک می کنن چه پدری از آدم در میاد، خصوصا" که اتاقامون کوچیکن!)

13. اینترنت بلد نیستم!!!تعجبقهقهه (خدا رحم کرد به من که از اون سن معتاد به نت نشدم!!!)

18. یه دوست واقعی ندارم!افسوس (این کنارش تیک خوردهنیشخند)

20. اخلاق ندارم!!! (به این میگن روحیه انتقاد پذیری! -یا چیز دیگه میگن؟!!!- از خودم هم بد گفتم تو حرفام! تیک هم نخورده، پس کماکان ندارم!خنده)

24. از موهام متنفرم!!!کلافه (اینم تیک خورده! آخه موهام یه کم حالت داره، خیلی اعصابمو خورد می کرد! الآن به لطف شامپو کرمی بهتر شده و ضمنا" دیگه یقین دارم که موی لخت بهم نمیادنیشخند)

39. خواهر ندارم! (آخـــــــــــــــی! طفلک من!!!)

41. مدرسه مونو دوس ندارم (یه مدیر بووووووووووووقی داشتیم، به خاطر اون! و گرنه در مجموع مدرسهء خوبی بود)

42. درسام خوب نیس! (شکسته نفسی کردم!خنده)

43. دوست دارم آدم مشهوری باشم ولی نمیشه!متفکر (حالا شایدم بشه!زبان)

52. نمی تونم به کسی درست و حسابی اعتماد کنم!!!تعجب (هنوزم همین طورم! البته زیاد هم بد نیس، لااقل آدم ضربه روحی نمی خوره از دیگرانخنثی)

.........

دیگه بسه دیگه!!!

آدم دیده بودین خودشو سوژه کنه؟!!!!!قهقهه

 


نویسنده : خط خطی - ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز ۸ دی ۱۳٩٠
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


Powered By Persianblog.ir - Designed By Payam salami pargoo