خط خطی!

در این سرای بی کسی، کسی به در نمی زند...

تازگیا تو خیابون که راه میرم، بلند بلند فکر می کنم!

اگه قبلاً تو دلم به کسی فحش می دادم حالا بلند می گم!

اگه قبلاً تو دلم به جون خدا نق می زدم حالا بلند می گم!

اگه قبلاً تو ذهنم به این فکر می کردم که چی کارا دارم و اول باید به کدوم برسم و اینا... حالا بلند می گم!

اگه قبلاً یه چیزی متعجبم می کرد و تو دلم می گفتم "وا!!!" حالا چشامو گرد می کنم و دهنمو باز! دقیقاً اینجوریتعجب

و خب مثل قبل وقتی یه چیز خنده داری یادم میاد واسه خودم کرکر می خندم! حتماً مردم خودشون درک می کنن دیگه، نه؟!!!

نمی دونم چیم شده، ولی حس می کنم تازگیا دارم برون گرا می شم برخلاف قبلنا! و انگار زیادی هم برون گرا می شم!

چی؟!!! با من بودی؟!!! با یک جوون در حال گذار از درون گرایی به برون گرایی درست صحبت کن، دیوونه هم خودتی!!!


- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

شما اینجا نیاین!

یه چیزی خیلی خیلی خیلی خیلی ناراحتم کرد!

اومدم اینجا که خلوت باشه، که تنهایی گریه کنم!

پس لطفاً تنهام بذارین!!!ناراحت

گریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریه

حرفی واسه گفتن ندارم

حرفامو به اونی که فکر کردم دردمو می فهمه گفتم

ولی هنوز غصه دارم

هنوز دلم میخواد گریه کنم

گریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریه


نویسنده : خط خطی - ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱٠ اسفند ۱۳٩٠
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


Powered By Persianblog.ir - Designed By Payam salami pargoo