خط خطی!

در این سرای بی کسی، کسی به در نمی زند...

این روزا که میشه همه از بوی عید و بهار حرف می زنن، حالا این وسط بعضیا هم میگن امسال بوی عید نمیاد! ولی می خوام بگم عید و بهار واسه من هیچ وقت بوی خاصی نداشته. نه بوی عیدی، نه کاغذ رنگی، نه حتی اسکناس تا نخورده لای کتاب که دیگه چند سالی میشه تو خونه مون خبری ازش نیس. نه خبری از جانماز مادربزرگ بوده و نه هیچی...

اغلب خونه تکونی هم نداریم! خرید و عید دیدنی هم نمی ریم، کل عید دیدنی این سالای ما محدود بوده به روز اول سال که می رفتیم خونه مادربزرگه، اونم که امسال نیس.

تعطیلات عید واسه من مثل یه تعطیلات آخر هفته ی طولانیه، بیشتر میذارمش واسه رسیدگی به کارای عقب افتاده؛ اغلب به خوندن کتابا و مجله هایی که طی سال فرصت خوندنشون نبوده می گذرونم روزا رو، یا پخشم پای تلویزیون، یا در حال خرخونی ام!!!

خلاصه اینه روزگار ما... با این حال نمی شه که هیچی از اومدن بهار نگفتمتفکر خب، من هرچی فکر کردم قشنگ تر از این شعر همیشگیِ این روزا یادم نیومد، تقدیم به شما :

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک،
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید،
برگهای سبز بید،
عطر نرگس ، رقص باد،
نغمة شوق پرستوهای شاد،
خلوت گرم کبوترهای مست ...
نرم نرمک می‌رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار!

خوش به حال چشمه‌ها و دشتها،
خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها،
خوش به حال غنچه‌های نیمه باز،
خوش به حال دختر میخک که می‌خندد به ناز،
خوش به حال جام لبریز از شراب،
خوش به حال آفتاب.

ای دل من، گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی‌پوشی به کام،
باده رنگین نمی‌بینی به جام،
نقل و سبزه در میان سفره نیست،
جامت از آن می که می‌باید تهی است،
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم!
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب!
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار.

گر نکوبی شیشه غم را به سنگ؛
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ.


امسال واقعاً واسه من سال گندی بود!

کاش سال دیگه اینطور نباشه...


نویسنده : خط خطی - ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز ٢٤ اسفند ۱۳٩٠
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ بهاریه و تگ شعر


Powered By Persianblog.ir - Designed By Payam salami pargoo