خط خطی!

در این سرای بی کسی، کسی به در نمی زند...

هیزم شکن صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش گم شده. شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد؛ برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت.

متوجه شد همسایه اش دزد ماهری است؛ مثل یک دزد راه می رود، مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند پچ پچ می کند.

مرد آن قدر به شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد، لباس عوض کند و نزد قاضی برود. اما همین که وارد خانه شد تبرش را پیدا کرد! زنش آن را جا به جا کرده بود.

مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه را زیر نظر گرفت : او مثل یک انسان شریف راه می رفت و حرف می زد و رفتار می کرد!


نویسنده : خط خطی - ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز ۸ فروردین ۱۳٩۱
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ داستان


Powered By Persianblog.ir - Designed By Payam salami pargoo