خط خطی!

در این سرای بی کسی، کسی به در نمی زند...

اشتباه نکنید.جوانی این چیزی نیست که در تلویزیون حرفش را می زنند. جوانی این چیزی نیست که هر روز در یک گوشه برایش همایش برگزار می کنند. شاید زور بزنند تا القا کنند جوانی یعنی فلان آهنگ محسن یگانه در "رگ خواب" و بهمان اجرای علی ضیا در "نیمروز"! اما جوانی این نیست. اینها تعریف رسمی جوانی از نگاه سازمان ها و ارگان هاست. جوانی درونی تر از این است که تعریفش کنند و برایش همایش برگزار کنند. غیر قابل فهم تر از اینکه محسن یگانه آن را بخواند.

جوانی دنیایی است...

جوانی آن قطره اشکی ست که نیمه شب از گوشه چشم می لغزد با اضطراب اینکه کسی آن را نبیند.جوانی طعم بکر هویج بستنی میدان عشرت آباد است با نگرانی اینکه کسی شما را نبیند؛ آن تپش قلبی است هنگامی که چت می کنید. آن نگرانی عجیبی است که شما حس می کنید. ترس از دست دادن. ترس رقابت. آن شب بیداری ها وقتی که نمی دانی چه مرگت است. جوانی چرخ زدن بین کتاب های شعر است که شاید خودت را پیدا کنی. جوانی یعنی خواندن رمان بد، یعنی بلعیدن کتاب خوب، یعنی قرض دادن کتاب با اینکه می دانی پس نمی گیری.

جوانی یعنی صبح زود بیدار شوی و نیمه شب خوابت نبرد. جوانی یعنی تا لنگ ظهر خوابیدن. یعنی آن منبع انرژی که وقتی خبری ازش نیست، نمی خواهی زنده باشی.

جوانی این شبکه رادیویی لوس و یخ نیست؛ این شبکه تلویزیونی سفارشی نیست. جوانی گرسنگی است شبی که می خواهی کسی را شام مهمان کنی و پول نداری. بغض است وقتی شجاعت گفتن نداری. غم تنهایی است. تفریح دسته جمعی است. آن اتفاقی که خجالت می کشی برای کسی تعریف کنی. جوانی یعنی فوتبال نگاه می کنی و حواست به فوتبال نیست. جوانی یعنی اینکه کسی بزرگترین عشقت است. کسی بهترین رفیقت. جوانی این نیست که مجری بی مزه ی رادیویی جیغ بزند. جوانی نگفتن است. سکوت. آن حرف هایی که نمی توانی بگویی. کارهایی که نمی توانی بکنی.یعنی شکر زیادی خوردن! اشتباه کردن. نترسید. فوقش اشتباه می کنید.

 

مهدی امیرپور/ همشهری جوان. ش 350. ص 39 -با اندکی تلخیصنیشخند-


نویسنده : خط خطی - ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۱ فروردین ۱۳٩۱
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


Powered By Persianblog.ir - Designed By Payam salami pargoo