هیزم شکن

هیزم شکن صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش گم شده. شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد؛ برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت.

متوجه شد همسایه اش دزد ماهری است؛ مثل یک دزد راه می رود، مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند پچ پچ می کند.

مرد آن قدر به شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد، لباس عوض کند و نزد قاضی برود. اما همین که وارد خانه شد تبرش را پیدا کرد! زنش آن را جا به جا کرده بود.

مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه را زیر نظر گرفت : او مثل یک انسان شریف راه می رفت و حرف می زد و رفتار می کرد!

/ 3 نظر / 22 بازدید
(تیچر،روزنه)

آره جونم جالب بود [گل]

پسر اریایی(مهدی)

مواظب افکارت باش که گفتارت می شود ومواظب گفتارت باش که رفتارت میشود.(امام علی ع)

غريبه

همه چيز به نگاه ما بستگي داره ...اوهوم[گل]