دلم گرفته از آن و از این

یه روز خوب که میگن میاد، کی میاد؟! خنثی

الآن که نشستم اینجا تا شر و ور بنویسم، کلی کار ریخته سرم! ولی انقد فکر و ذهنم خسته س که نای انجام هیچ کدوم شون رو ندارم! زل زدم به مانیتور و در فواصل طولانی ای که منتظر جواب مسیج هایی که به دوستم میدم هستم، غرق تو عکسی میشم که جلو روم بازه... آخه یه آدم چطور می تونه انقدر دوست داشتنی باشه؟!!!...
خدایی که همه عزت ها واسه توئه! هواشو داشته باش؛ دستش رو گرفتی، رها نکن! می دونم قول دادم دلشوره ش رو نداشته باشم، اما این روزا بازم پر از دلشوره ام، دست خودم نیست انگار، این بی خبریا نگرانم می کنه...

/ 11 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پسر اریایی

مشکوک میزنی. خبریه؟؟؟؟؟[ابرو]

پسر اریایی

بیه خط خطی میگن اوشگول تر از تو کیه. میگه اونی که برا شر و ورای من نظر میزاره[ابله]

عسل

حالا میپسندی که میپسندی(پسر اریایی) چرا اینجوری بهش نیگا میکنی؟؟!!!!!!![عصبانی]

مینا

چقدر مشکوک می نویسی! نمیفهمم چه خبره! [ناراحت]

عسل

از اون لحاظ بهش نیگا نکرده بودم!!!!!!!!

mojtaba

سلام.ممنون میشم در نظر سنجی وبم شرکت کنید.[لبخند][گل]

پسر اریایی

نیستی چرا؟ [گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه]

عسل

اوووووووووووووووووف یکی پستونک این بچه رو بده بهش دیووووونمون کرد انقدر زار زد!!!!!!!![خنده].........ولی راس میگه دلمون برات تنگ شد خانومی!!!![ماچ][ماچ]